الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
132
شرح كفاية الأصول
اطلاق حقيقى است و كسى به مجاز بودن آن عقيده ندارد . اشكال دوم : تبدّل موضوع له ( أنّه عليه يتبادل . . . ) اگر معظم الأجزاء ، قدر جامع باشد ، لازم مىآيد موضوع له ، يك امر ثابت و پايدارى نباشد . بيان اشكال - موضوع له در وضع الفاظ ، بايد يك امر ثابت و پايدارى باشد كه در تمام اوضاع و احوال دچار نوسان و تحوّل نشود ، زيرا در غير اين صورت با حكمت وضع ( فهماندن اغراض ) سازگارى ندارد ، چون اگر موضوع له معيّن و معلوم نباشد و در حالات مختلف تغيير كند ، اغراض فهميده نمىشود . مثلا موضوع له لفظ « أسد » عبارت است از « حيوان مفترس » كه اين معنا و موضوع له يك امر ثابت و پايدار است كه بر تمام شيرهاى عالم اطلاق مىشود . اما در اينجا نمىتوان بنا بر قول به أعمّ ، يك قدر جامع كه ثابت و پايدار باشد ، در نظر گرفت ، زيرا اگر قدر جامع عبارت باشد از « معظم الأجزاء » ، اين معظم الاجزاء يك امر ثابتى نيست بلكه تغيير و تحوّل دارد و به تعبير مصنّف در آن « تبادل » هست ، يعنى موضوع له در بعض حالات ، نوعى از اجزاء است ، و در بعض حالات ، نوع ديگر . مثلا معظم اجزاء از دو جهت تبادل و تغاير دارد : 1 - از جهت « حالات مكلّفين » ( حضر ، سفر ، اختيار ، اضطرار و . . . ) ، به اين بيان كه : معظم اجزاء در نماز ظهر با تمام شرايط و اجزايش در حضر ، خيلى بيشتر از معظم اجزاء نمازى است كه در سفر خوانده مىشود ، و يا در صورتى كه مكلّف متمكّن از قيام باشد ، در معظم اجزاء ، « قيام » هم وجود دارد ولى اگر عاجز باشد ، ديگر « قيام » در معظم اجزاء وجود ندارد و همچنين ساير حالات . 2 - از جهت خود « نماز » ، به اين بيان كه : براى آن اصناف گوناگونى قابل تصوّر است ، مانند : نماز يك ركعتى ، دو ركعتى ، سه ركعتى و چهار ركعتى ، نماز آيات و . . . ، و قهرا با اختلاف اصناف معظم اجزاء نيز تغيير مىكند ، مثلا معظم اجزاى نماز يك ركعتى ( مثل وتر ) با نماز چهار ركعتى ، خيلى تفاوت دارد .